قیمت سکه و ارز
۱۳۹۶/۰۱/۲۱ - ۱۹:۴۴
یادداشت/علیرضا قربانی

این «باید»های ناتمام!

امور اجرایی کشور در چهار سال گذشته، در مسیر درستی جریان نیافت و اعتماد مردم به‌درستی پاسخ داده نشد چراکه در این دوره همه توان کشور معطل مذاکرات بی‌سرانجام با گروهی از کشورهای زورگو شد که به همان «برجام» نیم‌بند هم پایبند نیستند.

این «باید»های ناتمام!
به گزارش سراج24، علیرضا قربانی کارشناس مسائل سیاسی طی یادداشتی پیرامون عملکرد دولت یازدهم به بررسی میزان تحقق وعده‌های دولت کنونی در حیات نزدیک به چهارساله‌اش پرداخته است.متن این یادداشت به شرح ذیل است:

«دولت باید تابع قانون باشد»، «باید اقشار آسیب‌پذیر یارانه بیشتری بگیرند»، «ما باید به‌جایی برسیم که مردم ما نیازمند به یارانه نقدی نباشند»،‌«باید وضع زندگی مردم آن‌قدر خوب شود که مردم نیاز نداشته باشند»، «همه مردم باید مشغول به کار شوند»، «همه باید درآمد به‌اندازه کافی برای زندگی داشته باشند»، «ما باید سرمایه زیادی را بیاوریم»، «باید سرمایه‌گذاران و کارآفرینان دلشان قرص باشد»، «ما باید فضا را امیدوارانه کنیم»، «باید سرمایه جذب شود»، «ما باید صنعت گردشگری را پیش ببریم»، «کشور ما باید به‌روزی برسد که هیچ‌کس نیاز به یارانه نقدی نداشته باشد»، «مشکلات باید قدم‌به‌قدم حل شود»، «همه باید تلاش کنیم فضا را یک فضای سالم، درست و اخلاقی نگه‌داریم»، «همه باید تلاش کنیم تا اشتغال را بالا ببریم»...

این‌ها گزیده و بخشی از ده‌ها «باید»‌ تکرار شده در نشست خبری 21 فروردین 96 رئیس‌جمهور است که بسیاری از جملات و بایدهای آن برای خواننده ایرانی آشناست و از سال 91 و آغاز فعالیت‌های انتخاباتی شیخ حسن روحانی برای حضور در رقابت‌های انتخاباتی بهار 92 تاکنون بارها و بارها تکرار شده است.

«باید»ها معمولاً ناظر به آینده هستند، چه در قالب توصیه‌ها و چه در قالب «وعده‌ها» اما چهل‌وچند ماه پس از در اختیار گرفتن زمام امور کشور، مردم انتظار دارند که آقای رئیس‌جمهور به‌جای ردیف کردن این «باید»های ناتمام، گزارش ملموسی از عملی شدن بعضی از هزاران «باید» تکرار شده در این چند سال ارائه کند. مثل همین جمله معروفی که امروز هم بعد چهار سال، چند بار تکرار شد که «ما باید به‌جایی برسیم که مردم ما نیازمند به یارانه نقدی نباشند» و این جمله البته در چهار سال پیش‌ازاین مقدمه‌ای داشت مبنی بر یک «وعده» و آن این بود که «اساس دولت تدبیر و امید این است که به مردم آرامش بدهد در عرصه اقتصادی … تا مردم برای کالاهای اساسی‌شان نگران نباشند. دنبال آنیم آن‌چنان رونق اقتصادی ایجاد کنیم و درآمدها سرشار باشد که اصلاً به این 45 هزار تومان نیازی نداشته باشند.» وعده‌ای که آقای روحانی در آخرین نشست خبری‌اش از پاسخ به سوالی درباره آن طفره رفت. آیا چنین رونقی ایجادشده است؟ تا جایی که به رئیس‌جمهور مربوط است و ادعای او درباره «بهتر شدن وضع اقتصادی مردم» در ابتدای همین نشست خبری و اظهارات بارها تکرار شده پیش‌ازاین مبنی بر «عبور از رکود» و دستیابی به رشد دورقمی، و ... ظاهرا مبین همین ادعاست که از نظر دولت چنین اتفاقی رخ‌داده است. اما آیا مبنای «جیب مردم» که در سخنان دوران تبلیغات ریاست‌جمهوری چهار سال پیش در تخطئه مدیران پیشین مطرح شد، امروز همان شاخص «جیب مردم» هم این ادعاها را تصدیق می‌کند؟

قدیم‌ترها که رسم بود بچه‌ها انشا بنویسند، یکی از رایج‌ترین عباراتی که در انشای دانش‌آموزان تکرار می‌شد، جملات دستوری بود که معمولاً با «باید» آغاز می‌شد و هرکس به فراخور ایده‌آل‌ها و آرزوهایش تعدادی باید در متن انشای خود می‌گنجاند. اما واقعیت آن است که بعد از حدود چهار سال حکومت دولت تدبیر و امید، در آستانه انتخاباتی تازه، دیگر انشای بایدهای جدید پذیرفته نیست.

واقعیت غیرقابل پنهان ساختن آن است که امور اجرایی کشور در چهار سال گذشته، در مسیر درستی جریان نیافته و اعتماد مردم به‌درستی پاسخ داده نشده است، چراکه در این دوره، همه توان و ظرفیت‌های کشور معطل یک موضوع شد و آن مذاکرات بی‌سرانجام با گروهی از کشورهای زورگویی که حالا به همان «برجام» نیم‌بند هم پایبند نیستند. به قول خیلی از حامیان سیاسی دولت تدبیر و امید، رئیس دولت یازدهم همه تخم‌مرغ‌هایش را در سبد برجام گذاشت و اغراق‌آمیز و بدون گوش سپردن به هشدارهای دلسوزان، بر آن پای فشرد که گویا آنچه «تعامل» با جهان نامیده شد، و دل‌خوشی به رفع تحریم‌هایی که بنا بود بود با قرارداد برجام برداشته شود، می‌تواند سرمایه به کشور بیاورد، طوری که به گفته آقای روحانی «مشکل محیط‌زیست، اشتغال، صنعت و آب خوردن مردم حل شود، منابع آبی زیاد شده و بانک‌ها احیا شوند.» اما اتفاقی که در عمل افتاده است، آن است که مشکلات زیست‌محیطی سرجایشان هستند و بلکه تشدید شده‌اند.

تعداد بیکاران کشور، سال‌به‌سال اضافه‌شده است، بانک‌ها در آستانه بحران قرار دارند و اگر نباشد بعضی ترفندها و حمایت‌ها، این بخش از اقتصاد کشور فرومی‌پاشد و تحریم‌های جدیدی روی تحریم‌های سابقی که قرار بود یکجا لغو شوند افزوده‌شده است.

همه این‌ها نشان می‌دهد که معطل کردن همه ظرفیت کشور پای اعتماد به کدخدای جهان و گره زدن سرنوشت کشور به نتیجه تعامل با بیگانه،‌ که مستلزم مدیریت اشرافی و غرب‌گرا است، مسیر غلطی بوده که تاکنون طی شده است و اگر قرار باشد بازهم «در بر همین پاشنه بچرخد»، -که رگبار «باید»ها همین را می‌گوید-، می‌توان پیش‌بینی کرد که همچنان سایه سنگین زیاده‌خواهی استکبار بر سر ملت محفوظ خواهد ماند، نجومی‌بگیران حرام‌خوار گرامی داشته خواهند شد و دارندگان پاسپورت بیگانه در اداره کشور دخیل خواهند ماند و به‌طور کلی آش همان و کاسه همان خواهد بود.

اما ملت به‌خوبی می‌داند که «آزموده را آزمودن خطاست»؛ راه‌حل واقعی مشکلات جامعه، همین‌جا و در داخل کشور است. باور به توان ملی و ظرفیت‌های فراوان داخلی، همان‌که عصاره آن در «اقتصاد مقاومتی» موردنظر رهبر انقلاب خلاصه می‌شود و سال‌ها فرصت طلایی کشور در دولت یازدهم با ساده‌گیری این مهم ازدست‌رفته است. زمان آن است که به‌عنوان مهم‌ترین ضرورت، «باید» نقطه پایانی بر «باید»های ناتمام گذاشته شود و با بازگشت به ارزش‌های انقلاب اسلامی و تکیه‌بر توان داخلی برای احیای «امید» رنگ‌باخته، «تدبیر»ی اساسی اندیشید؛ تصمیمی که ملت به‌زودی در انتخابات دوازدهمین دوره ریاست‌جمهوری آن را عملی خواهد ساخت.

 
منبع:فارس
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••